رفتار با کودکان عقب مانده ذهنیپسرك با چشمان ریز شده و صورت پف كرده، چپ چپ مسافران را نگاه می كرد. از وقتی كه سوار اتوبوس شده بودند و او در كنار مادرش آرام گرفته بود تا حالا كه نیمی از مسیر را طی كرده بودند، پسرك همین طور مبهوت و نگران به مردی چشم دوخته بود كه با نگاه های خود دائما او را زیر نظر داشتند.
چند جوان كه اول كمی آرام و مرموز با هم می خندیدند حالا چیزهایی به یكدیگر گفته و بعد با اشاره به پسرك می خندیدند.
زن دیگر تحمل این وضع را نداشت. در اولین ایستگاه دست پسرك را گرفت و از اتوبوس خارج شد، اما هنوز هم صدای خنده آن چند جوان آزارش می داد.
عقب ماندگی ذهنی یا نارسایی رشد قوای ذهنی، موضوع تازه و بدیعی نیست و همواره در طول حیات بشر، افرادی در اجتماع وجود داشته اند كه از نظر فعالیت های ذهنی در حد طبیعی نبوده اند.
در گذشته های بسیار دور كه بشر تمدن چندانی نیافته بود، این افراد را به دلیل بیماری شان دیوانه، مجنون و جن زده خوانده و آنها را محبوس كرده و یا به مرگ محكوم می كردند اما به تدریج از قرن هجدهم این نگرش تغییر یافت.