آموزش کودکان عقب ‌مانده ذهنی از ابتدا گرفتار تغییرات، مباحثات، تعصبات و فشارهای زیادی بوده است. علت گرفتاری‌های نامبرده این است که اهمیت آموزش و پرورش این دسته از کودکان بیشتر از کودکان عادی است زیرا کودکان عادی می‌توانند از بهره هوشی و استعدادهای بالقوه خود استفاده کنند ولی عقب ماندگان ذهنی به این امر قادر نبوده و نیاز به مراقبت و توجه دارند. این کودکان در هر سطحی که باشند می‌توانند از تعلیم و تربیت بهره ‌مند شوند. به‌طور مثال کلاس‌های تحریک نوزاد برای معلولین جسمانی از بدو تولد تا سه سالگی با شرکت والدین برای روش‌های تحریک رشدی و بازی با نوزادان و همچنین کلاس‌های پیش از دبستان برای کودکان سه تا شش ساله و یا برای کودکانی که سن عقلی کمتری دارند و حداقل از یک‌دوم تا سه‌چهارم هوشبهر عادی برخوردار هستند تربیت یافته است. ایجاد اینگونه مدارس اولاً باعث می‌شود که کودکان قبل از رسیدن به سن ورود به مدرسه ارزیابی و شناسائی دقیق ‌تری بشوند و در ثانی‌ به خانواده‌ها آموزش داده شود که برنامه‌ها را طوری ترتیب دهند که لااقل باعث شدت و پیشرفت بیماری نشوند (وجود مهد کودک، کودکستان و کلاس‌های آمادگی) بیشتر بدین‌منظور است. 

ادامه دارد...